
راستش را بخواهید، بعد از این همه سال کار با آسیاب های آرد، می توانم به شما بگویم - اگر آن آسیاب ها خاموش شوند، کل کارخانه در وحشت خواهد بود.
اکثر مردم فکر می کنند قلب یک آسیاب آرد سیلو مخلوط است. اما آنهایی از ما که در طبقه تولید هستیم حقیقت را می دانیم: چیزی که واقعاً خروجی 100{3}}تنی روزانه را حفظ می کند آن آسیاب هایی هستند که روز به روز به زمزمه کردن ادامه می دهند. آنها مانند آسیاب های سنگی قدیمی در خانه هستند، با این تفاوت که اکنون از فولاد ساخته شده اند - قوی تر و بسیار دقیق تر.
نگاهی به نحوه چیدمان آنها در کارگاه ما بیندازید
اگر زمانی از کارخانه ما بازدید کنید، اولین چیزی که متوجه میشوید این است که "اژدهای فولادی" - خطی از 8 تا 12 آسیاب در کنار هم ایستادهاند، منظرهای که به نظر قابل اعتماد است. آنها به تنهایی کار نمی کنند - آنهایی که در جلو هستند، دانه های گندم را می شکافند، آنهایی که در وسط هستند سبوس را می خرند، و آخری ها هر ذره آرد را تا آخرین دانه از سبوس می گیرند. مثل درست کردن کوفتههاست: کسی خمیر را ورز میدهد، کسی بستهبندی را میپیچد، کسی فیلینگ را آماده میکند - در هر مرحله باید کسی مراقب آن باشد.
یادم می آید پارسال که داشتیم تجهیزات را بازسازی می کردیم، یکی از ماشین های قدیمی ما دو روز از کار افتاده بود. تولید کل خط 15 درصد کاهش یافت. در آن زمان بود که واقعاً به من رسید: آسیاب فقط یک ماشین نیست - بلکه "کاسه برنج" گیاه ما است.
واقعا در داخل این ماشین ها چه می گذرد
آسیاب های امروزی بسیار باهوش تر از ماشین های قدیمی هستند. آیا می دانید آن دو غلتک فولادی چگونه کار می کنند؟ یکی سریعتر میچرخد، دیگری آهستهتر - و این تفاوت در سرعت است که به جای خرد کردن، هسته گندم را از هم جدا میکند. یک هنر واقعی در آن وجود دارد - نیروی بسیار زیادی، و سبوس به آرد می شکند و آن را تیره می کند. خیلی کم است، و نرخ استخراج کاهش می یابد، و مدیر کارخانه شروع به سؤال کردن می کند.
شیائو لی، که به تازگی به کارگاه ما پیوسته است، یک بار از من پرسید: "استاد، این دستگاه چگونه شکاف را به تنهایی تنظیم می کند؟" لبخندی زدم و به او گفتم: "این روزها، این دستگاه گندم را بهتر میخواند تا شما چهره مردم را بخوانید - وقتی گندم مرطوب است، میداند که راحت میشود؛ وقتی سخت است، میداند که بیشتر فشار دهد."
رشته های کیف را نگه می دارد
در کارخانه ای به اندازه ما، سرعت چرخش آن آسیاب ها مستقیماً بر پاداش همه افراد تأثیر می گذارد. سال گذشته، ما مجموعه ای از صفحات غربال را جایگزین کردیم و نرخ استخراج 1.2٪ افزایش یافت. حدس بزنید چی؟ تا پایان سال، ما نزدیک به 400 تن آرد بیشتر تولید کردیم - که برای تغذیه یک شهرستان کوچک به مدت نیم سال کافی بود.
آرد چقدر سفید است، چقدر لقمه دارد - که همه به آن لحظه آسیاب شدن می رسد. یک بار مشتری داشتیم که آرد نان باکیفیت-می خواست. ما تنظیمات را به مدت سه روز تغییر دادیم و در نهایت متوجه شدیم که این ترفند در دمای آسیاب - بسیار گرم است و پروتئین تغییر شکل میدهد. خیلی خنک است، و نشاسته آسیب مناسبی نمی بیند. این باعث شد تا روزها فکر کنم - درست کردن آرد درست مثل پخت و پز است، همه چیز در مورد کنترل حرارت است.
نگه داشتن این «جانور قدرتمند-گرسنه» کار آسانی نیست
هر کسی در این زمینه کار میداند که - آسیابها دستگاههای برق هستند. در ساعات اوج تابستان، مدیر کارخانه تمام روز را نگران به کنتور برق خیره میکند. سال گذشته، ما به موتورهای{3}}صرفهجویی انرژی جدید روی آوردیم، و برقی که در یک ماه صرفهجویی کردیم به اندازهای بود که به کل کارگاه یک امتیاز اضافی بدهد.
فرسودگی فقط بخشی از روال است. چهارشنبه گذشته در شیفت شب، دستگاه Old Wang ناگهان مانند دیوانه شروع به لرزش کرد. ما آن را باز کردیم و شیارهایی را دیدیم که در غلتک ها ساییده شده بودند. ما شش ساعت را صرف تعمیرات اضطراری کردیم، و در پایان، وانگ قدیمی روی زمین نشسته بود و نفس تازه می کرد: "این چیز مانند یک فرد - وقتی خسته است، نیاز به استراحت دارد. آن را بیش از حد فشار دهید و چیزی در حال شکستن است."
وقتی به آن می رسد
هر روز قبل از اینکه شیفتم تمام شود، در کارگاه قدم می زنم. گوش دادن به زمزمه ی مداوم آسیاب ها، تماشای ریزش آرد مانند برف در لوله ها - این صدایی است که ذهنم را تسکین می دهد. این صدا برای بیش از سی سال، از زمان پدرم، اینجا بوده است. در آن زمان ماشین ها دست و پا چلفتی بودند. حالا آنها باهوش هستند در آن زمان ما به تجربه استادان قدیمی تکیه می کردیم. اکنون ما به داده های حسگر متکی هستیم. اما یک چیز تغییر نکرده است - تبدیل غلات به غذا هنوز به این بستگی دارد که این غولهای فولادی، میلیمتر به میلیمتر، آسیاب شوند.






